محمد على قاضى طباطبائى
6
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي )
لسكان الثرى باسنادهم الى ابى جعفر محمد بن بابويه القمى فيما ذكر فى اماليه « 1 » . . . كتاب غياث سلطان الورى از تأليفات نفيسهء سيد است كه در فقه نگارش داده و از شدت احتياطش در دين در فقه به تأليف ديگر نپرداخته و بعيد است كتاب فقه را در اوايل تكليف و جوانى خويش تأليف كرده باشد ، كسى كه آن اندازه تورع و تقوا در فتوا و نوشتن كتابى در فقه داشته باشد در اوايل بلوغ خود اقدام به تأليف چنين كتاب فقهى نمىكند معلوم مىشود كتاب لهوف را پس از ساليان دراز تأليف فرموده كه به مصباح منضم شود . ادّعاى محدث نورى ( ره ) كه سيد مصباح را در ايّام جوانى نوشته و يا از تأليفات اوليهء اوست پس لهوف هم مثل مصباح است تمام نبوده و ثابت نيست . و بايد به اين مطلب اضافه كرد كه خود سيد به اتقان و نفاست كتاب لهوف و خوبى ترتيب آن در تأليفات خود اشاره فرموده است و اگر اشكالى در جايى از مطالب لهوف داشت قطعا اصلاح مىفرمود . در كشف المحجة مىفرمايد : منها كتاب اللهوف على قتلى الطفوف فى مقتل الحسين ( ع ) غريب الترتيب و التلفيق و هو من فضل اللّه جل جلاله الذي دلنى عليه التوفيق . « 2 » كتاب كشف المحجة را در شصت و يك سالگى تأليف فرموده و تأليف آن را از فضل الهى مىشمارد كه خداوند او را بر تأليف آن دلالت فرموده آيا مىشود باور كرد كه در آن كتاب به قول محدث نورى ( ره ) خرابىهايى در نقل بوده باشد ولى سيد به مقام اصلاح آنها نيايد و همينطور آنها را به حال خود باقى بگذارد و بر قرائت آن كتاب مردم را توصيه نمايد ؟ چنانچه در اقبال مىفرمايد : و يقرأ كتابنا الذي سميناه بكتاب اللهوف على قتلى الطفوف « 3 » و امر به خواندن لهوف را در روز عاشورا فرموده است در صورتى كه سيد ( ره ) تا سنين هفتاد سالگى يعنى قريب پنج سال قبل از وفاتش به تأليف اقبال مشغول بوده است « 4 » و سيد در اجازهاى كه در مجلد اجازات بحار نقل شده فرموده : و صنفت كتاب اللهوف على قتلى الطفوف ما عرفت ان احدا سبقنى الى مثله و من
--> ( 1 ) . لهوف ، ص 14 ، ط صيدا ، طبع دوم . ( 2 ) . كشف المحجة ، ص 138 ، 1370 ه . ق ، ط نجف . ( 3 ) . اقبال ، ص 562 . ( 4 ) . همان ، ص 599 .